فرزاد همون چیزیه که نباید باشه، همون چیزی ک نمیخوام باهاش رو به رو بشم! آدمی که به شدت باشخصیت و بامرامه و میخواد بدون چشم داشت کمکت کنه، آدمی که حتی باوجود اینکه میدونه من بهش حس دارم ولی سواستفاده نمیکنه! تو نگاهش امروز چیزی نبود...بود ولی خیلی کم...لبخند اولش...ولی واقع بین اگه باشم فرزاد یه شخصیت دولوپ شده داره که من ندارم. میتونه حتی تو این شرایط بات ارتباط بگیره...میتونه آدم حسابی باشه. کاری که باید بکنم اینه، باید احساساتم رو برای خودم نگه دارم، حق ندارم آرامش و روان آدم دیگه ای رو بهم بزنم بخاطر اینکه دوستدارم از من خوشش بیاد! بنظرم حداقل حق این آدم حسابی اینه که دیگه چیزی از سمت من نشنوه!