Outie talks about innie

حس بدی به خودش پیدا کرد چون فکر میکرد مقصره و حقش نیست که خوشحال باشه! این حس رو داشت که گولش زده و بد جنس قضیه است و فراموش کرد همه گریه ها همه حال بدو معده درد و فشارهای عصبیش رو! فراموش کرد که هفته هاست فقط با قرص میتونه بخوابه و فقط گاهی مدت زمان کمی رو در طول روز حالش خوبه، و این افکار درست در همون زمان اومد توی سرش که برای لحظه ای تونسته بود حالش خوب باشه...

کیسه بوکس - رسیور

یه مشت اسگل احمق دورمو گرفتن! با این تعابیر مسخره!!!!

رسیور

حس میکنم مستاصله و بهم نیاز داره و من با بیرحمی دارم کمکش نمیکنم! حس میکنم گناه داره، ضعیفه و نیازمند به من! حس میکنم من تنها کسی ام که میتونه بهش کمک کنه و دارم این کارو نمیکنم چون بدم و بی رحم! حس میکنم این نادیده گرفتنش داره بهش صدمه میزنه و همش تقصیر منه.

اینا حسایی که من ب اون دارم ولی درواقع اتفاقاییه ک برای من افتاده! در تمام طول زندگیم، آدمی که مستاصله و کمک میخواد آدمی که با بیرحمی بهش کمک نشده اونی که ضعیفه و نیازمند، اونی که داره صدمه میبینه، اون ادم من بودم...همیشه...

Not your ATM

The fact that I found that sexy, is CONSERNING!

وقتی با یه بچه ۶ ساله بری تو رابطه همین میشه دیگه!

اون آفتاب، اون بازتاب نور

اونجا توی اون لحظه توی اون نقطه انقدر آرامش داشتمو حالم خوب بود که اگه میمردم هیچ حسرت دیگه ای نداشتم...

ترس

میفهمی توی این ترس زندگی کردن چقدر وحشتناکه؟ جا و مکان آرومی وجود نداره، آدم امنی وجود نداره، تکیه گاهیم نیست. انگار همیشه وسط یه ترسی، ترس از افتادن یه اتفاق یا نیوفتادنش، ترس ریختن و نابود شدن یا نشدن، ترس از همه چی. انگار نقطه امن و آرومی نیست. خب من فکر میکردم هست، فکر میکردم نباید اینطوری باشه، دارم یادمیگیرم همین مدلی توی همین ترس زندگی کنم...

تونل

انقدر خوابه برام عجیب و وحشتناک بود که تمام این مدت هرچی یادش میوفتادم نمیفهمیدم منطقش چیه، وقتی داشتم برای مشاورم تعریفش میکردم اشکام بند نمیومد همش بغض داشتم! مشاورم بهم گفت این خواب و اون یکی که برام تعریف کردی اتفاقا خوابای خوبی ان و معنی خوبی دارن! گفت هردو خوابت معنی یکسان دارن و نشون میدن که تو داری بهتر میشی...

برای خودم!

خیلی دوست دارم! دوس ندارم ناراحت باشی تنها باشی یا غم داشته باشی. اینکه تنهایی و هیچ پناهی نداری ناراحتم میکنه، اینکه داری میلرزی اینکه کسی نیس باهاش حرف بزنی یا بهت قوت قلب بده حالمو بد میکنه. هرکاری برات میکنم که حالت خوب بشه...

زرد کوچولو

اون قرصای معده دردی که از مسکو خریدم با هم مونمیزنن انگار یکی ان ولی خب یکیشون دردمو واقعا کم میکرد اون یکی نه! حس میکنم سرم کلا رفته

دنیا

حالم بدجوری بده و دارم سعی میکنم هرباری که از روی خشمم میگم "آخه خدایا اینکه من دلم میخواد بچه و شوهر و زندگی داشته باشم چیز زیادیه؟" بعدش به این فکر کنم که خب خیلیا اینو ک ندارن هیچ تقریبا هیچکدوم از همه چیزایی که من دارمم ندارن و زندگیشون به گاعه و دنیا همینه! نرسیدن و نداشتن و بی عدالتی! و اینجوری سعی میکنم از سمت خدا ب خودم جواب بدم! معدم درد میکنه...

بازگشت معده درد های عصبیم رو تبریک میگم!

دیگه دیگه

دلم میخواست ازدواج کنم بچه داشته باشم زندگی و شوهر و خونه و اینا! :) ولی مجردم و هیچ کسو ندارم! رابطه ایم ک ب ازدواج ختم بشه ندارم! ی دوسال دگ میرم تخمک هامو فریز میکنم حداقل اگه یه روزی ازدواج کردم یه امیدی باشه بچه دار بشم.

همش خوابای بد و وحشتناک دیدم...میترسم دگ چشمامو بزارم رو هم...

زندگی

چرا زندگی انقدر سخته! هیچ شوقی بهش ندارم...

تنهاتر

وقتی به سامان فکر میکنم حس میکنم میخواستم برام اون تکیه گاهی باشه که هیچوخت نداشتم! این روزا بیشتر بش فکر میکنم چون تنهاترم...

قرمز

فکر میکنم مرگم با سکته قلبی باشه. خیلی فشار رو قلبمه...

۱۰۲۴

نتایج تست امروز مشخص شد و خیلی عالی بوده، پیشبینیشون هزینه بین یک تا دو دلار بود اما نتیجه شده ۴۹ سنت و حتی ۴۴ سنت! احتمالا وارد فاز بعدی میشیم و خیلی اتفاق خوبیه :)