Outie talks about innie
حس بدی به خودش پیدا کرد چون فکر میکرد مقصره و حقش نیست که خوشحال باشه! این حس رو داشت که گولش زده و بد جنس قضیه است و فراموش کرد همه گریه ها همه حال بدو معده درد و فشارهای عصبیش رو! فراموش کرد که هفته هاست فقط با قرص میتونه بخوابه و فقط گاهی مدت زمان کمی رو در طول روز حالش خوبه، و این افکار درست در همون زمان اومد توی سرش که برای لحظه ای تونسته بود حالش خوب باشه...