اون مرد زندگی منه و ببین چطوری با رفتار بدش با اخم و عصبانیت بیجاش دختر بچه منو ترسونده و پرش کرده از ناامنی و حس منفی! چرا؟ اینهمه فکر منفی اینهمه حس بی پناهیو بخاطر اخمش که دلیلشو نمیدونم! بخاطر ترسی که منو یاد دعواهاو عصبانیتای قدیمش میندازه، بخاطر آرامشو قوت قلبی که هیچوخت بهم نداده. ترس، ترسی که شبیه به در و پنجره خراب و باز مونده یه کلبه کاه گلی قدیمی وسط یه طوفان میمونه، کل کلبه رو درگیر جهنم طوفان میکنه. قلبم ترسیده، یخ زده. یتیم شده.