تدریجی
همه ما قبل از اینکه بدنمون توی خاک بره و واقعا بمیریم توی برهه های مختلف زمانی به شکل های مختلف قبلش یکبار میمیریم. درسته تنمون توی خاک نیست ولی کی میتونه بگه ما همه زنده ایم؟ برای من این مرگ یکباره اتفاق نیوفتاد، ذره ذره تیکه های وجودم مردن، طی سالها، یادمه بارهایی رو که یه اتفاق ناگهانی باعث شده خورد شم باعث شد بخش های زیادی از وجودم یکباره نابود بشه اما همیشه اینطور نبوده. طی چند سال گذشته سعی کردم همه تیکه های وجودمو کنار هم نگه دارمو روی پاهام بمونم. الان ولی باز داره اتفاق میوفته، داره باقی مونده های وجودم مرگ رو به چشم میبینه. عین وقتی که دارن ازت شیشه شیشه خون میگیرن، وقتی که کم کم داری بیحال میشی، داری حس میکنی انگار دارن همه جونتو از یجا میکشن بیرونو تو بیحال روی صندلی لم دادی...