آتیتسی که کم داشتم
حالا میفهمم چرا انقدر تکیهگاه داشتن برام مهمه! چون هیچوقت نداشتمش، چون آتیتس بود ولی هیچوخت تکیهگاه نبود. همیشه داشت دستاورد هامو میشمرد، منتظر بود ببینه چیا به دست میارم تا دوستم داشته باشه. خودش هنوز بچهست هنوز ذوق داره (یاد اتفاقای مسکو) انقدر که نداشت من ذوق داشته باشم، نذاشت من تعریف کنم نذاشت من تکیه کنم. میفهممش ولی خب برام دردناکه. من نمیدونستم اونم نقص داره! درست مثل من.